اماما عاشق توییم و دوستدار دوستداران تو و خاک پای منتظران تو ،اما فسوسا که خود، خانه دل را برای انتظار تو مهیا نساخته اییم .
اماما با مژگان نروبیده ایم گرد راه را ، با اشک نشسته ایم غبار دل را .
اماما نروبیده ایم غبار گناه از دل ،اما عاشقیم ، نمی دانیم این عشق سوزان در کجای جانمان جا گرفته است که بی تابمان کرده
اماما شرمنده ایم که خانه دل را برای حکمرانی تو پاک نساخته ایم .
اماما ، از کاروان عاشقان تو ، عقب مانده ایم مرکب رهوار نداریم که به این کاروان شور انگیز دست یابیم.
اماما ، راه پیچاپیچ است و پر از گردنه های هراس انگیز ، ما بی پا افزار و توشه سرگردان.
اماما ،بیم آن را داریم در عمق شب گم شویم و گرفتار رهزنان
اماما می دانیم که خود خود را به وادی حول انگیز بلا افکنده ایم ، اما هنوز کور سویی از چراغ عشق ، در جانمان سوسو می زند .
اماما ، دریا آشنایان به عمق دریای عشق فرو رفتند و ما در ساحل مانده ایم، نه چشمی که آن همه زیبایی را ببینیم و نه انسی با امواج که با آنها در آمیزیم و نه پرتویی از عشق که به جان حقسقت راه یابیم.
اماما، عشق رخی نمود و جلوه ای کرد ،ولی ما سرگرم بودیم و از شربت گوارای عشق،مارا بهره ای نرسید
اماما ، نسیم عشق وزید و ما در غفلت بودیم اینکه بی نصیبی از نسیم عشق چگونه از این بیابان آتشناک رهایی یابیم و جانهای پژمرده خود را با نسیم دل انگیز شاداب کنیم.
اماما ، راه دشوار ست و رهزن ، بسیار و عجبا همه در لباس مهر و محبت و راهنما و دل می سوزانند و به نرنی و گرمی ، راه می بندند که ما راه می نمایانیم.     ادامه …. دارد